
در پس پرده دل ، خلوت ساده ای است
تک اتاقی شاید ، که به ناز تو آراسته است
هر کجا برد مرا تقدیرم ، با خودم می برمش.
شاید آن روز شود ، شاید نه!
سالیان است که من قلبم را ، با وجودی که پر از خودخواهی است
به خودت بخشیدم.
آرزویی دارم
روزگاری شد و تو ای یارم ، آمدی از پس این پرده برون.
سینه ام را بشکاف ، قلب این خسته افتاده ز پا را بردار
و نگاهی کن از آن پنجره زنگ زده ، به همان خلوت دلخواسته ات.
خواهی دید ، تابلویی کوچک را
که در آن با نامت ، جمله سازی کردم
و نوشتم با عشق ، دلبرم می آید
به امید آن روز.
یا زهرا (س)
|
+| نوشته شده توسط
روح الله در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
|