تبليغاتX
غم يار
اين وبلاگ براي دلتنگيهاي خودم در غيبت عزيزترين بندگان خدا مهدي فاطمه(س)نوشته مي شود
 انتخاب

سفیر من باید...

 دارایی اش افتادگی

قامتش از حداقل ها کمی بلند تر

صدایش از نوع امروز

و فقر را حداقل یک بار میل کرده باشد.

لباسش از جنس مردم

و درد جزو احساس او باشد.

توان، جزو توابع کتابخانه ای او

و حد او در بینهایت ممکن، حقوق برای ۴ سال نشود.

 کارهای قبل او تعریفی باشد.

و طوری باشد که

نتوان او را با هر چیزی جمع کرد،

و با هر جریانی همراه.

و آخر اینکه

 در فروکش غبار هیاهو

 در فردا روزی

گوشی برای شنیدن حرف.

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
 کریم اهل بیت

دلم را از پرچین غربت و تنهایی رد می کنم و آرام پا در حصار ملکوت می گذارم.

ای ملایکه مقرب و ای نگهبانان حریم غربت !

آیا اجازه می دهید که کبوتر دلم، بال و پرش را به این خاک متبرک کند ؟

آیا مأذونم به نظر بر این آستان ؟

پاکترین سلام به آستانت ای امام مجتبی (ع)

 غریبتر و مظلوم تر از تو مگر می شود؟

حتی در کنج خانه برای محبتت خریدار نیست.

چشمانم را اینبار به مهمانی التماس می فرستم،

که گوهر اشک روانه کند برای آن روز که،

 همه چشمها گریانند مگر چشمی که برای تو بگرید .

 

و چه زیبا سرود غم مظلومی تو را!

 

تا  این  جگر  پاره  در  بر  دیدم                    هر   روز   شهادت   مکرر   دیدم

سوز  جگرم  ز پشت در شد آغاز                   روزی که کتک خوردن مادر دیدم

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در جمعه هفدهم اسفند 1386
 شروع

دو شروع

دو مسافر

دو فلق آمده از پشت شب تنهایی

دو سحر کز نفس باد صبا سرشارند

دو گل سرسبد از باغچه پیدایش

دو مصمم به هم آوازی عشق

و دو برخورد نگاه، قسمت یکدیگر

گرد هم آمده اند

تا به مبنای طلوع

و کلام قرآن

و به مَهر تکبیر

ساده آغاز کنند

واژه تک بودن

و تمنا دارند

از شما بذل حضور

در تماشای شروع.

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در جمعه دهم اسفند 1386
 حاجی حاجی روح الله

 

حاجی... حاجی... روح الله

روح الله جان به گوشم.

صدا می آد حاجی

آره داداش... مفهومه

شیمیایی شدیم حاجی...

 نفسمون تنگه ...

یا جده سادات...

.

روح الله جان مفهوم نیست...

حاجی بال و پرمونو شکستن...

زمین گیریم...

شیمیایی گناه و معصیتیم...

اوضاع قمر در عقربه...

مفهومه حاجی...

آره داداش بگو...

 چشامونو قحطی گرفته

آذوقه نداریم...

پل ارتباطی مون هم شکسته...

.

.

حاجی تو را به فاطمه زهرا(س)

دعامون کن...

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط روح الله در دوشنبه ششم اسفند 1386
 
 
بالا